|
بخش اول
کنفرانس ـ
جمعه 13 مارچ
در این بخش
کاظم ایزدی،
سیروس بینا و
فریبا زرینه
باف تحلیل
خود را به
موانع حکومت
دمکراسی در
ایران،
شرایط جهانی
در انقلاب 1357 و
بازتاب
مشروطیت
اختصاص
دادند.
شروع بحث کاظم
ایزدی،
پژوهشگر و
استاد سابق
دانشگاه، در
مورد ساختار
کالبدی ملی
ایران و
چرایی
استقرار
نیافتن
حکومت
دمکراتیک در
ایران بود. وی
علل آن را
بافت جامعه
روستایی،
توسعه نیافتگی
اقتصادی،
عدم تحصیلات
و آموزش در
سطح جامعه،
اقتدار مذهب
و سنجش علت و
معلول در
آزمایشگاههای
خداوندی،
مرکزیت دادن
به پایتخت و بی
توجهی به
نیازهای
مردم شهرها و
روستاهای دیگر
دانست. وی
براساس
ارائه آمار و
اسناد اظهار
کرد که
دمکراسی
احتیاج به
بستر دارد. در جامعه
ای که
ساختارش تک
فرماندهی
بوده و تشکل و
سندیکا
ظهوری
نداشته است،
حکومت نمی
تواند مردمی
بشود.
سیروس
بینا،
پژوهشگر و
استاد و
مدیریت در
دانشگاه
مینه سوتا،
به شرایط
جهانی در
زمان انقلاب
1357، در تقاطع
تاریخی
انقلاب و
افول جهان
آمریکا،
قیام
خودانگیخته
و جهان به هم
ریخته در
آستانه
گلوبالیزاسیون
پرداخت.
وی از
شرایط بعد از
جنگ جهانی
دوم و پیدایی
سیستم Pax Americana (صلح زیر
سلطه ی
آمریکا) سخن
راند. سیستمی
که متضاد با
مفهوم صلح،
رهبری را در
جهان به دست گرفت
و تسلط نظامی
و اقتصادی
خود را بر
دنیا اعمال
کرد. مختصات
این سیستم،
ایجاد
تاسیسات
نظامی، سازمان
بین المللی
پول، ویران
کردن سیستم
های کشاورزی
بومی، مهار
جنبش های
مترقی جهان
سومی از جمله
مهار
دمکراسی در
ایران و
سرکوب جنبش مصدق
و کودتای 28
مرداد،
فروپاشی
سندیکاهای
کارگری،
تسلط تجاری و
کالایی،
ایجاد جنگ (جنگ
کره و ویتنام)
و بحران نفت
بود.
گلوبالیزاسیون
از این زمان
شروع شد که
سرمایه داری
ملی به سرمایه
داری جهانی
تبدیل شد.
کارخانه
ها در داخل
کشور بسته
شدند و به
کشورهای
دیگر از جمله
چین و هند و
غیره برده
شدند.
وی پس از آن
به تاثیر
اتفاقات
جهانی بر
شرایط داخلی
ایران
پرداخت. به
هدفهای
مشروطیت
علیه خودکامگی
پادشاه و
استقلال
کشور از
بیگانگان
اشاره کرد. و
سپس از تاکید
دکتر مصدق بر
این دو موضوع
و همچنین
اهمیت دادن
وی در پیروی
از قانون اساسی
سخن راند.
وی معتقد
بود که بختیار
موضع سیاسی و
تحلیل دقیقی
در مورد شاه و
کودتای 28
مرداد نداشت.
فریبا
زرینه باف،
استادیار
تاریخ در
دانشگاه
کالیفرنیا
در ریورساید،
به بازتاب
مشروطه در
جنبش های
دمکراتیک در
ایران اشاره
کرد. او در
آغاز به
مقایسه و
نقاط مشترک
در جنبش هم
زمان مشروطه
و ترک های
عثمانی در
تاریخ مدرن
از کشور
پرداخت، و
مشخصه بارز
این جنبش را
نقش علما در
دستگاههای
حکومتی دو
کشور می
دانست، و
فراگیری این
پرسش در بین
مردم که آیا
قانون را خدا
وضع می کند یا
مردم؟ این
پرسش بین
اقشار مختلف
مردم از جمله
مجتهدان،
متفکران،
تجار،
کشاورزان و
روشنفکران
جهان اسلامی
متداول بود.
وی تاکید
کرد که برای
درک انقلاب
اخیر باید به
100 سال پیش
برگردیم و
ارزیابی
دقیق از جنبش
مشروطه و
مباحث
متفکران
درون مرزی و
برون مرزی داشته
باشم. سی سال
قبل از
انقلاب
مشروطیت
حدود 16 هزار
ایرانی در
استانبول
زندگی می
کردند و کتابها
و روزنامه
های مختلفی
را در آنجا به
چاپ می
رساندند.
متفکرانی از
جمله میرزا
یوسف مستشارالدوله
مبادرت به
ترجمه قانون
اساسی فرانسه
با استفاده
از احادیث
قرآن نمود که
هدفش آشناسازی
مردم به اصول
قانون اساسی
بود در این
کتاب، که با
نام "یک
کلمه" به چاپ
رسید، بر 19 اصل
تاکید می
ورزید. اهم آن
از این قرار
است: مساوات
در اجرای
قانون بین
مسلمانان و
غیرمسلمانان،
حریت مطلقه،
امنیت مال
مردم، رعایت حقوق
فردی انسان
در مدافعه از
ظلم، آزادی
سیاسی، عدم
شکنجه، حضور
هیئت منصفه و
...
علمای
مشروعه خواه
به تساوی
حقوق
مسلمانان و
غیرمسلمانان
اعتراض
داشتند و
ناصرالدین شاه
به خاطر
ترجمه ی این
کتاب،
مستشارالدوله
را با شکنجه
به قتل رساند.
بخش دوم
در این بخش
ژانت آفاری،
مهرداد
درویش پور و
مهرداد
مشایخی
درباره تحول
انقلابی در
ایران، بررسی
جاذبه اسلام
گرایی و اهمیت
نقش
ایدئولوژی
در میان
انقلابیون،
سخن گفتند.
ژانت
آفاری استاد
تاریخ در
دانشگاه
پردو و استاد
مهمان "کدی ـ
بالزان" در
دانشگاه
کالیفرنیا،
بحث خود را در
تحلیل
انقلاب
ایران از
دیدگاه سه
مکتب فکری
فمینیستی،
مکتب
فرانکفورت و
تفکر میشل فوکو
مورد بررسی
قرار داد.
وی معتقد
است که از
منظرگاه
مکتب
فمینیستی به
جنبش زنان
ایران به
دیده مثبت
نگریسته می
شود. زنان به
حق تحصیل،
ارث و طلاق
دست یافته
اند. روابطی
که براساس
روابط سنتی
بوده، در
روابط مدرن
به یک ارتباط
فکری ـ عاطفی
ـ جنسی تبدیل
شده است.
ایران نه فقط
در دوره
پهلوی، بلکه
در دوران
اسلامی نیز
یک جامعه
مدرن محسوب
شده است بجز در
موارد مشخصی
که عقبگرد
نموده... و این
برگشت به عقب
به موارد
فرهنگی
مربوط می شود
و به موضوع
خانواده و
مسائل جنسی ...
روند مکتب
فرانکفورت
در سالهای 1920
تحت تاثیر دیدگاه
مارکسیسم و
روانکاوی
فروید شکل
گرفت. بسیاری
از متفکران
این مکتب از
جمله اریک
فروم، مارکوزه
و آدورنو به
تحول روابط
خانوادگی و
مسایل جنسی
توجه داشتند.
رشد
فردگرایی در
اوایل قرن
بیستم آنها
را از طبقه
بندیهای
جامعه قرون وسطا
آزاد کرد،
اما با
رویارویی با
امکانات رفاهی
جدید زندگی،
سردرگمی
فکری، تزلزل
هویت و خلاء و
تنهایی به
وجود آمد.
کتاب "فرار
از آزادی"
اریک فروم
نمونه مشخص
این دوره
اندیشگی است.
تفکر
فرانکفورت
از دیدگاه
مسئله تزلزل
هویت می
تواند با
شرایط جامعه
ایران قابل
تطبیق باشد.
تفکر میشل
فوکو با
تفکرات مکتب
فمینیستی
کاملا
متفاوت است.
فوکو که
گرایشات
هموسکسوال
داشت، معتقد
بود که انسان
موجودی
دوگانه Bisexual است و ازدواج
فقط برای تولید
مثل صورت می گیرد.
آفاری
اشاره کرد که:
محرومیت
جنسی یک
پدیده مدرن
است.
در جامعه
ایرانی همه
ازدواج می
کنند، حتی
کسانی که
علیل هستند.
نظام جمهوری
اسلامی
مسئله جنسی
را بین
دختران و
بالاخص
پسران با
ترویج صیغه و
تعدد زوجات
راحت تر کرد.
این مبحث
بویژه مبحث
صیغه
اعتراضاتی
را در سالن
برانگیخت.
هایده با
انگشت گذاری
بر ضایعات مسئله
صیغه بر زنان
گفت: "شما بر
نکته ای
اشاره کردید
که جمهوری
اسلامی به
نیازهای
جنسی مردم
پاسخ می دهد.
من فکر می کنم
کمبودی که در
صحبتهای
شماست، از
بیرون دیدن
قضایاست
بدون اینکه
به صورت مشخصی
به بررسی
بپردازید. در
مورد صیغه یک
بی حقوقی
مطلق در
ایران
حکمفراست. هم
اکنون 300 هزار
فاحشه به تن
فروشی
اشتغال
دارند. آیا
زنانی که صیغه
می شوند،
نیاز جنسی
شان ارضاء می
شود؟ جمهوری
اسلامی نه
تنها
نتوانسته
مسئله را حل
کند، بلکه
بحران را
تشدید کرده
است. روابط
آزاد جنسی
موجود نیست!
ساختار قدرت
و پدرسالاری
اجازه ی ارضا
جنسی را نمی
دهد. مسئله همجنس
گرایی نیز
هرگز برای
زنان به
رسمیت شناخته
نشده. در
همجنس گرایی
نیز ساختار
قدرت موجود
است. آیا یک
پسر 16ـ15 ساله
در یک رابطه
نابرابر
ارضا جنسی می
شود؟"
ژانت
آفاری با
تاکید بر این
موضوع که
منظور او
هرگز تایید
صیغه نبوده
است اشاره
کرد که جمهوری
اسلامی به
هیچ عنوان
جوابگوی
نیازهای جنسی
مردم نیست.
صیغه یک
ارتباط غیر
برابر است. و طبیعی
است که ظلم
های متعددی
را به وجود می
آورد و به قشر
زنان فاحشه
می پیوندد.
اما جمهوری
اسلامی این
راه را پیدا
کرده که برای
اکثر مردان
جامعه چاره
جویی کند.
موضوع
صحبت مهرداد
مشایخی استاد
مهمان جامعه
شناسی سیاسی
در دانشگاه جورج
تاون، "جنبش
انقلابی"،
پروبلماتیک وابستگی
و شاپور
بختیار" بود.
او با تاکید
بر دو هدف
مشخص در بحث
خود:
1ـ نگاه
مردم به نخست
وزیری شاپور
بختیار
2ـ توازن
قدرت در
جامعه، رژیم
حاکم و
روانشناسی
عمومی مردم
بحث خود را
به پیش برد. وی
معتقد بود که
جنبش مارکسیستی
کاریکاتوری
از مارکسیسم
بود. خمینی هرگز
هدفش ایجاد
انقلاب
نبود، بلکه
عنصر اتفاق،
کنار هم قرار
گرفتن
رخدادها و
اشتباهات شاه،
انقلاب را در
دامن خمینی
انداخت.
مهرداد
درویش پور استاد
جامعه شناسی
درباره
زمینه ها و
پیامدهای
گذار از
انقلاب
پوپولیستی
به انقلاب
اسلامی در
ایران صحبت
کرد. وی
چهارنظریه
سیاسی راجع
به جامعه
ایران را
مورد بررسی قرار
داد:
1ـ نظریه
کلاسیک
مارکسیستی
2ـ نظریه
گفتمان: از
زاویه طبقات
به انقلاب ایران
نگاه نمی کند
و اعتقاد
دارد که
انقلاب ایران
یک واکنش ضد
انقلاب است.
3ـ تئوری
پسامدرنیستی:
انقلاب
ایران را
تقابل مدرنیته
و سنت نمی
داند بلکه یک
انقلاب مدرن
ـ پسامدرن می
داند. این
انقلاب یک
بعد معنوی
داشته: یک نوع
انتقام گیری
و تظلم خواهی
انسان شرقی
تحقیر شده است،
یک اعاده
حیثیت است از
انسان جهان
سومی.
4ـ نظریه
گفتمان
تحلیلی: در
این نظریه با
استفاده از
نظریه وبر Weber براساس
اقتدار سنتی
و اقتدار
عقلانی
تحولات
انقلاب
ایران تحلیل
می شود.
وی در
پایان این
نتیجه گیری
را عنوان کرد
که انقلاب
ایران یک
انقلاب
فراگیر و
پوپولیستی بوده
است با خصلت
مسالمت آمیز
و مشارکت
تمامی ملت. که
در هیچ
انقلابی در
دنیا به
اندازه انقلاب
ایران
مشارکت
نبوده است.
چرا که جنبش
ناراضیان
بوده است،
اما بختیار
در این دوره
صدای سومی
بود علیه
بنیادگرایی
مذهبی و
سلطنت.
|