محمود فراهانی

فقر در کشور تا مرز هفت دهک جامعه یعنی 50 میلیون نفر می رسد

درآمد پولی (درآمد خانوارها متشکل از درآمد پولی و غیرپولی است) خانوارها، حدود 70 درصد از کل درآمدشان را پوشش می دهد. این مساله به معنای آن است که دستمزد سرپرست خانوارها حداقل 35 درصد از هزینه هایشان کمتر است و کمک های غیرنقدی و... سایر هزینه ها را پوشش می دهد. این به معنای آن است که فقر در کشور ما تا مرز هفت دهک جامعه یعنی 50 میلیون نفر هم می رسد.

 

امتیازبندی حدود نیمی از جمعیت کشور برای دریافت یارانه نقدی، این سوال اساسی را به ذهن متبادر می سازد که آیا حدود 36 میلیون نفر از جمعیت کشور ما فقیر و مستحق دریافت کمک های نقدی دولت هستند یا آمار فقر متفاوت با این رقم است؟ این سوال از دو منظر قابل بررسی و تحلیل است. در نگاه اول بررسی ذاتی فقر در ایران نشان می دهد با وجود آنکه دولت هیچ گاه خط فقر در کشور را به طور رسمی اعلام نکرده اما محاسبات کارشناسان بیانگر آن است که خانوارهایی با درآمد پایین تر از 800 هزار تومان، در ماه با فقر مواجه هستند. مقایسه این رقم با سرانه هزینه دهک های درآمدی شهری نشان می دهد هفت دهک جامعه زیر 800 هزار تومان درآمد دارند. دهک اول در سال 86، 170 هزار تومان، دهک دوم 285 هزار تومان، دهک سوم 378 هزار تومان، دهک چهارم 470 هزار تومان، دهک پنجم 570 هزار تومان، دهک ششم 690 هزار تومان و دهک هفتم 842 هزار تومان هزینه ماهانه داشته اند. از سوی دیگر ارقام بانک مرکزی نشان می دهد درآمد خانوارها، همواره بین 5 تا 10 درصد زیر هزینه های خانوارهاست. متوسط درآمد پولی و غیرپولی در سال 86 نیز 806 و هزینه خانوار 844 هزار تومان بوده است. در همین حال درآمد پولی (درآمد خانوارها متشکل از درآمد پولی و غیرپولی است) خانوارها، حدود 70 درصد از کل درآمدشان را پوشش می دهد. این مساله به معنای آن است که دستمزد سرپرست خانوارها حداقل 35 درصد از هزینه هایشان کمتر است و کمک های غیرنقدی و... سایر هزینه ها را پوشش می دهد. این به معنای آن است که فقر در کشور ما تا مرز هفت دهک جامعه یعنی 50 میلیون نفر هم می رسد. حال بنا بر چه استدلالی، فقط به پنج دهک از هفت دهک جامعه، یارانه نقدی تعلق می گیرد، خود سوالی اساسی است که دولت باید به آن پاسخ دهد زیرا عدم پرداخت یارانه به دهک شش و هفت احساس تبعیض ایجاد می کند. اما منظر دوم، مقوله حمایت نقدی از 49 میلیون فقیر در جامعه است. دولت در لایحه خود، قصد داشت به هفت دهک جامعه، یارانه نقدی پرداخت کند. طبیعتاً این سوال اساسی ایجاد می شود که چرا باید هفت دهک از یک جامعه در فقر به سر ببرند. سوال دوم آن است که آیا اساساً امکان حمایت نقدی از این تعداد وجود دارد و سوال بعدی آن است که اگر چنین منابع عظیمی در اختیار دولت باشد و بتواند فقر را از بین ببرد وقتی بین 12 میلیون خانوار توزیع می شود، سرانجام چه نتیجه ای خواهد داشت و چه تغییری در وضعیت درآمد هزینه جامعه ایجاد می کند.

به عبارت دیگر، دولت در یک خطای استراتژیک، بسترساز اتفاقی ناخوشایند در جامعه شده که انجام کامل یا ناقص آن، نتایج مثبت و منفی برای جامعه خواهد داشت که برای نتایج آن باید راهکاری جست وجو شود. اگر فرض کنیم مجلس با نظر دولت مخالفت نکند و همان 36 میلیون نفر را مستحق پرداخت یارانه نقدی بداند، آیا نتیجه فرآیند تغییر خواهد کرد؟ ارقام نشان می دهد هیچ تغییری در نتیجه به وجود نخواهد آمد و حتی شرایط را بدتر خواهد کرد.

اگر قرار است دولتی از فقرا حمایت کند، چرا از همه حمایت نکند و تبعیض قائل شود. این مساله خود پیامدهای اجتماعی و فرهنگی منفی در پی خواهد داشت و انگیزه کار و تلاش را نیز کاهش می دهد. به هر روی اینکه توزیع یارانه نقدی چه تعداد دهک جامعه را شامل شود، موضوعی است که به بررسی بیشتری نیازمند است.